چه طوره؟
بچــه هــآ بیــآیـن یـه قــراری بزاریــم ....
همـــه ی شمــآ دوستــآی عزیـــز ...
فــردا خــآطـره ی اول مهـــرتون در مـــدرســه رو بنــویسیــد ....
چطــوره ؟؟
بچــه هــآ بیــآیـن یـه قــراری بزاریــم ....
همـــه ی شمــآ دوستــآی عزیـــز ...
فــردا خــآطـره ی اول مهـــرتون در مـــدرســه رو بنــویسیــد ....
چطــوره ؟؟
دبستانی ها
راهنمایی ها
دبیرستانی ها
پیش دانشگاهی ها
مکن ای صبح طلوع

یادش بخیر ، پشت دفترای قدمیم مدرسه ؛ آدمک چارخونه روی تخته سایه :
“تعلیم و تعلم عبادت است”
ماه مهر از آنچه در تقویم می بینید به شما نزدیک تر است !
چقدر زود دیر میشود …
یادش بخیر ؛ در به در دنبال یکی میگشتیم دفترامونو جلد کنه !!!
اگه گفتی شباهت معلم با دماسنج چیه؟
هر دوشون وقتی صفر رو نشون میدن ، آدم می لرزه!
به اول مهـــر خوش اومدی
دلم واسه اول دبستانم تنگ شده
که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی
یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟
حالا ما که دوستیم، فردا سر صف میبینمت !!
برای با هم بودن بهانه زیاد است
بیا ما هم با هم باشیم
البته فردا سر کلاس !
دقت کردین جدیدن داره یه بوهایی میاد ؟!
پاک رفته تو اعصابم ،موندم چیه این …
” بوی ماه مهر ، ماه مدرسه “
” بوی شادی های راه مدرسه “
اِاِاِ ایـــن بود ؟!!
حلول ماه مهر
ماه اتمام خوابهای رویایی
شب بیداری های طولانی
بخور بخواب و بیکاری
گشت و گزار و عیاشی
بر شما خجستگان عزیزتر از جان ، تبریک و تسلیت باد …
چشماتونو ببندید و اون لحظه ای رو به
خاطر بیارید که آخرین امتحان رو تموم کردید و برگه رو دادید به مراقب و با
یه حس خَلاصی دارید میاید سمت خونه و واسه تابستون نقشه میکشید و هزارتا
رویا …
هووووووووووی عمو کجایی ؟ جلوی پاتو نگاه کن ؛ فردا باید بری مدرسه …
حلول ماه مهر
ماه اتمام خوابهای رویایی
شب بیداری های طولانی
بخور بخواب و بیکاری
گشت و گزار و عیاشی
بر شما خجستگان عزیزتر از جان ، تبریک و تسلیت باد …
بابا غصه نداره تا چشم به هم بزنی تموم میشه …
“زمزمه های پدر و مادر در عصر ۳۱ شهریور”
یادش بخیر حس بعد از آخرین امتحان سال و شروع تابستون و یادش بخیر عصر ۳۱ شهریور و همه خاطره هایی که جلوی چشامون بود …
یادش بخیر یه زمانی تو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که :
تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام !
بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو …
من که حلالشون نمی کنم !
زمانی که داداشم میرفت مدرسه ، شبها با جوراب و شلوار لی میخوابید که صبح ۵ دقیقه دیرتر بیدار بشه …
یادمه همیشه واسه اینکه زود برم تو کوچه بازی کنم ، مشقامو چند خط در میون رد میکردم تا زودتر تموم شه …
شما یادتون نمیاد اون روزهایی که هوا برفی و بارونی بود ناظم مدرسه میگف امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس ما هم خر کیف میشدیم میرفتم کلاس
شما یادتون نمیاد اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم
همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من میفته …
یادتون میاد ؟؟؟
نوک مداد قرمزای سوسمار نشانو که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد ...
یادش بخیر خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم …
یادش بخیر تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد ، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم …
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه !
یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :
یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !
لیدیز اند جنتلمن ، کمربندهاتونو محکم ببندید
داریم به شهر آرزوهــا نزدیک میشیم ،
اِاِاِعــه ، فک کنم رسیدیم ،
پیاده شید بابا پیاده شید رسیدیم به مدرســه !!
در مدرسه زندگی در کلاس دنیا ، سر زنگ املا ، یادمان باشد برای محبت
تشدید بگذاریم تا نیم نمره از محبت ها کم نشود . . .
سال جدید تحصیلی را به شما دوست عزیزم تبریک میگم ،
امیدوارم شما هم مثل من به درجات بالای علمی دست پیدا کنید !!
اول مهر و شروع شدن حکم فرمایی شما را در مدرسه تبریک میگوییم ،
از طرف جمعی از بچه ها واسه شما مدیر عزیزمـــون !!
دو خط موازی هیچ گاه به هم نمی رسند
مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند
بلند شدم و گفتم :
من خود را شکستم
پس چرا به هم نرسیدیم ؟
گفت :
گ*ه نخور توله سگ … همین مسخره بازیاتو در میاری الان ۴ ترمه داری ریاضی برمیداری
دیگه هیچی نگفتم ، نشستم بقیه جزوه رو نوشتم
))))
.
.
.
.
.
اگه دستخط دوستدخترتون خوبه و امسال قراره بره دانشگاه، دیگه از فکرش بیاین بیرون.
جزوهبگیرهای ِ خوشتیپتر و بهترتر از شما خیلی زیاده اونجا
![]()
یه سوالی هست مدت هاست ذهن ِ منو مشغول کرده ..
من میخوام ببینم اونی که داشت زبان فارسی رو اختراع میکرد
اون روز اول …
چی شد که تصمیم گرفت قورباغه ق اولش«ق» باشه غ دومش«غ» ؟
خارج از مدرسه (کافه)
تقلب (چشمهایم برای تو)
روز امتحان (روز واقعه)
زنگ زیست (معنی عشق)
کیف مدرسه (محموله)
اولین کسی که معلم از او میپرسد (قربانی)
نگاه دانش آموز به معلم (میخواهم زنده بمانم)
معلمان مدرسه (جنگجویان کوهستان)
زنگ تفریح (حمله به توالت)
مدیر مدرسه (پدر سالار)
پنج شنبه (خانه دوست کجاست)
جلسه معلمان (نقشه قتل دانش آموز)
میز آخر (بهشت پنهان)
پای تخته (قتلگاه)
ورود مدیر مدرسه (تشریفات نظامی)
کارنامه های تجدیدی (سالهای دور از خانه)
تعطیلات مدرسه (روزهای خوشبختی)
نمره ۲۰ (آرزوی محال)
گرفتن تقلب از دست دانش آموز (بازی دیگر تمام است)
امتحان شهریور (شانس زندگی)
فضول کلاس (کارآگاه ویژه)
معلم در خواب دانش آموز (شبهی در تاریکی)
بردن کارنامه به خانه(نبودن سر بر تن)
شب امتحان (وصیت نامه)
قبولی شهریور (بازگشت به خانه)
تقلب کردن (بی تو هرگز)
زنگ کلاس (دیدار ارواح)
مدرسه (چوبه دار)
زنگ ورزش (امید دانش آموز)
.
.
.
.
.
.
.
آنچنان میزنمش که بره سینه قبرسون
خوب کصافط من اینجادارم توتنهایی ازآمپاس شدیدمیمیرم بعدتونمیای بگی
خوب احمق بیابگودیگه![]()
مامانا از باباها نپرسیدن پدر شدن چه احساسی داره؟
مسئول یه آدم دیگه شدن چی؟
باباها از مامانا نپرسیدن چه احساسی داری؟ نگفتن حاملگی چه قدر سختت بود
شیر دادن چه حسیه؟
یه بچه ونگ ونگو که نمیذاره شب ها بخوابی چی؟
نگفتن غصه نخور با هم هستیم
باباها واسه مامانا النگوی طلا خریدن
مامانا راضی بودن
باباها به بچه بعدی فکر می کردن
مامان باباها با هم حرف نزدن
مدرسه که رفتیم همه گفتن به به چه بزرگ شده چه خانم شده چه آقا شده
مامانا کیف هامونو پر خوراکی کردن
باباها رسوندنمون مدرسه
برین ادامه مطلب


آغا “کصافط” اینتوری نوشته میشه :
“کثافت”
گفطم یادعاوری کنم بچه حا 26 روظ دیگه میرن مدرثه قلت املایی هاشونو گردن ما ننداظن !
صبح ساعت ۷ امتحان داشتم زنگ زدم به دخترخالم میگم
ببین کسی خونه ما نیست خدا وکیلی ۶:۳۰ زنگ بزن به گوشیم منو بیدار کن !
برگشته میگه : ببین من یادم میره یه ریع قبلش یه تک بزن
یکی از بچه های فامیل که ۵سالشه اومده به مامانش میگه
“از بازیهای مسخره تبلت خسته شدم یه چیز پیشرفته تر میخوام …”
ما بچه بودیم کاغذ میجویدیم میزاشتیم تو لوله خودکار پرت میکردیم طرف تخته سیاه …
بچه که بودم باورم نمیشد دو سوم بدن مارو آب تشکیل میده
تا اینکه این کارتونهای ژاپنی رو دیدم. لامصبا گریه می کنن سیل میاد
امروز دست خط خودمو بردم دارو خونه …
بهم دارو داد !

یادش بخیر ، پشت دفترای قدمیم مدرسه ؛ آدمک چارخونه روی تخته سایه :
“تعلیم و تعلم عبادت است”
یادش بخیر ؛ در به در دنبال یکی میگشتیم دفترامونو جلد کنه !!!
بابا غصه نداره تا چشم به هم بزنی تموم میشه …
“زمزمه های پدر و مادر در عصر ۳۱ شهریور”
یادش بخیر حس بعد از آخرین امتحان سال و شروع تابستون و یادش بخیر عصر ۳۱ شهریور و همه خاطره هایی که جلوی چشامون بود …
یادش بخیر یه زمانی تو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که :
تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام !
بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو …
من که حلالشون نمی کنم !
زمانی که داداشم میرفت مدرسه ، شبها با جوراب و شلوار لی میخوابید که صبح ۵ دقیقه دیرتر بیدار بشه …
یادمه همیشه واسه اینکه زود برم تو کوچه بازی کنم ، مشقامو چند خط در میون رد میکردم تا زودتر تموم شه …
شما یادتون نمیاد اون روزهایی که هوا برفی و بارونی بود ناظم مدرسه میگف امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس ما هم خر کیف میشدیم میرفتم کلاس
شما یادتون نمیاد اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم
همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من میفته …
یادتون میاد ؟؟؟
نوک مداد قرمزای سوسمار نشانو که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد …
یادش بخیر خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم …
یادش بخیر تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد ، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم …
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه !
یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :
یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !
لیدیز اند جنتلمن ، کمربندهاتونو محکم ببندید
داریم به شهر آرزوهــا نزدیک میشیم ،
اِاِاِعــه ، فک کنم رسیدیم ،
پیاده شید بابا پیاده شید رسیدیم به مدرســه !!
در مدرسه زندگی در کلاس دنیا ، سر زنگ املا ، یادمان باشد برای محبت
تشدید بگذاریم تا نیم نمره از محبت ها کم نشود . . .
سال جدید تحصیلی را به شما دوست عزیزم تبریک میگم ،
امیدوارم شما هم مثل من به درجات بالای علمی دست پیدا کنید !!
اول مهر و شروع شدن حکم فرمایی شما را در مدرسه تبریک میگوییم ،
از طرف جمعی از بچه ها واسه شما مدیر عزیزمـــون !!
اگه گفتی شباهت معلم با دماسنج چیه؟
هر دوشون وقتی صفر رو نشون میدن ، آدم می لرزه!
به اول مهـــر خوش اومدی
دلم واسه اول دبستانم تنگ شده
که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی
یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟
حالا ما که دوستیم، فردا سر صف میبینمت !!
برای با هم بودن بهانه زیاد است
بیا ما هم با هم باشیم
البته فردا سر کلاس !
دقت کردین جدیدن داره یه بوهایی میاد ؟!
پاک رفته تو اعصابم ،موندم چیه این …
” بوی ماه مهر ، ماه مدرسه “
” بوی شادی های راه مدرسه “
اِاِاِ ایـــن بود ؟!!
حلول ماه مهر
ماه اتمام خوابهای رویایی
شب بیداری های طولانی
بخور بخواب و بیکاری
گشت و گزار و عیاشی
بر شما خجستگان عزیزتر از جان ، تبریک و تسلیت باد …
تعریف مراقب :
تفاوت واکنش پسرها و دخترها در دیدن نمره پایان ترم:
ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﺩﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺤﻤﻠﻪ:
ﻫﻔﺘﻪ ﺍﻭﻝ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﯼ ﺗﺮﻡ ﺍﻭﻝ!
ﭼﻮﻥ ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﻣﻌﻠﻤﺎ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ ﭘﺮﺳﻦ.
اولین جمله ای که انگلیسها در اول دبستان یاد می گیرند : من می توانم بخوانم و بنویسم
و اولین جمله ای که ژاپنیها در اول دبستان یاد می گیرند : من می توانم بدوم
و اینچنین است که ما همیشه چشممان دنبال دست پدر است
ﯾﮑﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ :
ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺯﺩ ﯾﻪ ﮐﺎﻧﺎﻝ ﺧﻄﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ ﺍﻭﻩ!
ﺯﺩ ذﺩﻭﻣﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺑﺪﺗﺮﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ ﺍﻭﻭﻭﻩ!!
ﺳﻮﻣﯽ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ،
ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﺯﺩ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻔﺖ ﭘﺪﺭ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻣﮕﻪ
ﺗﻮ ﺩﺭﺱ ﻧﺪﺍﺭﯼ …..
وقتایی که با خودت تقلب میبری ، امتحان مثه آب خوردنه ، وقتی نمی بری امتحان میشه در حد آزمون دکتری !
اﺯ ﺍﺑﻮ ﻋﻠﯽ ﺳﯿﻨﺎ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
ﯾﺎ ﺷﯿﺦ
ﺯﻧﺪﮔﯽﺧﻮﺩ ﺑﺮﭼﻪ ﺑﻨﺎﺑﻨﻤﻮﺩﯼ؟
ﺷﯿﺦ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ:
ﮔﻤﺸﯿﻦ ﻋﻮﺿﯿﺎ!
ﭘﺪﺭ ﺩﮐﺘﺮ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ﺭﻭ ﺩﺭﺍﻭﺭﺩﯾﻦ ﺣﺎﻻﻧﻮﺑﺖ ﻣﻨﻪ؟
توجه : مهر ماه از آنچه در تقویم می بینید به شما نزدیکتر است !

من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک میکردم که
اگه پنکه سقفی بیوفته کله کیا قطع میشه…
))
چشماتونو ببندید و اون لحظه ای رو به خاطر بیارید که آخرین امتحان رو تموم کردید و
برگه رو دادید به مراقب و با یه حس خَلاصی دارید میاید سمت خونه و واسه تابستون
نقشه میکشید و هزارتا رویا …
هووووووووووی عمو کجایی ؟ جلوی پاتو نگاه کن ؛ 9روز دیگه باید بری مدرسه …
ﺷﻤﺎ ﻳﻪ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﺑﻪ ﻏﺮﻭﺏ 31 ﺷﻬﺮﻳﻮﺭ ﻓﮏ ﮐﻦ :|
ﺑﻪ ﺳﺎﻋﺖ 6 ﺻﺒﺢ ﻓﮏ ﮐﻦ :|
ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺭﻭﺱ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻓﮏ ﮐﻦ :|
ﺑﻪ ﻧﻤﺮﻩ ﻫﺎ ﻓﮏ ﮐﻦ :|
ﺑﻪ ﺣﺮﺍﺳﺖ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻓﮏ ﮐﻦ :|
ﻣﻦ ﺩﻳﮕﻪ ﺣﺮﻓﻲ ﻧﺪﺍﺭﻡ :|
||||:سـِتـآدِ کـوفـت کـَردَنِ روزهـآیِ آخَـرِ تـآبــِستـآن:||||
به دلیل برخی مسائل،این مطلب حذف گردید